تبليغاتX
تاریکخانه - برتر از پرواز

دريچه باز قفس بر تازگي باغ ها سر انگيز است.

اما ، بال از جنبش رسته است.

وسوسه چمن ها بيهوده است.

ميان پرنده و پرواز ، فراموشي بال و پر است.

در چشم پرنده قطره بينايي است :

ساقه به بالا مي رود . ميوه فرو مي افتد.دگرگوني غمناك است.

نور ، آلودگي است. نوسان ، آلودگي است. رفتن ، آلودگي.

پرنده در خواب بال و پرش تنها مانده است.

چشمانش پرتوي ميوه ها را مي راند.

سرودش بر زير وبم شاخه ها پيشي گرفته است.

سرشاري اش قفس را مي لرزاند.

نسيم ، هوا را مي شكند: دريچه قفس بي تاب است.

 

سهراب سپهری

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 23:44  توسط دانش  |