تبليغاتX
تاریکخانه

حیدر بابا دونیا یالان دونیا دی

سلیماندان , نوحدان قالان دنیا دی

اوغول دوغان درده سالان دنیا دی

هر کیمسیه هر نه وئریب آلیب دی

افلاطوندان بیر قوری آد قالیبدی

 

حیدر بابا , یار - یولداشلار دوندیلر

بیر – بیر منی چولده قویوب چوندیلر

چشمه لریم , چیراغلاریم سوندیلر

یامان یئرده گون دوندی آخشام اولدی

دنیا منه خرابه ی شام اولدی

شهریار

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 12:25  توسط دانش  | 

محمد حسین بهجت تبریزی معروف به شهریار در سال 1285 هجری شمسی در روستای زیبای خوشکناب آذربایجان متولد شده است.

او در خانواده ای متدین ، کریم الطبع واهل فضل پا بر عرصه وجود نهاد. پدرش حاجی میر آقای خوشکنابی از وکلای مبرز و فاضل وعارف روزگار خود بود که به سبب حسن کتابتش به عنوان خوشنویسی توانا مشهور حدود خود گشته بود.

شهریار که دوران کودکی خود را در میان روستائیان صمیمی و خونگرم خوشکناب در کنارکوه افسونگر « حیدر بابا » گذرانده بود همچون تصویر برداری توانا خاطرات زندگانی لطیف خود را در میان مردم مهربان و پاک طینت روستا و در حریم آن کوه سحرانگیز به ذهن سپرد.

او نخستین شعر خویش را در چهار سالگی به زبان ترکی آذربایجانی سرود . بی شک سرایش این شعر کودکانه ، گواه نبوغ و قریحه شگفت انگیز او بود.

شهریار شرح حال دوران کودکی خود را در اشعار آذربایجانیش بسیار زیبا،تاثیر گذار و روان به تصویر کشیده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 12:23  توسط دانش  | 

اي درخور اوج ! آواز تو در كوه سحر، و گياهي به نماز.

غم ها را گل كردم، پل زدم از خود تا صخره دوست.

 من هستم، و سفالينه تاريكي ، و تراويدن راز ازلي.

 سر بر سنگ ، و هوايي كه خنك، و چناري كه به فكر، و رواني كه پر از ريزش دوست.

 خوابم چه سبك، ابر نيايش چه بلند، و چه زيبا بوته زيست، و چه تنها من !

 تنها من ، و سر انگشتم در چشمه ياد ، و و كبوترها لب آب.

هم خنده موج، هم تن زنبوري بر سبزه مرگ ، و شكوهي در پنجه باد.

 من از تو پرم ، اي روزنه باغ هم آهنگي كاج و من و ترس

! هنگام من است ، اي در به فراز، آي جاده به نيلوفر خاموش پيام!

 سهراب سپهری

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 12:16  توسط دانش  |